جدیدترین خبرهای شهرهای زنجان

 

جدیدترین اخبار شهرستان                                                        خدابنده


جدیدترین اخبار شهرستان                                                            ابهر
جدیدترین اخبار شهرستان                                                            خرمدره
جدیدترین اخبار شهرستان                                                            طارم
جدیدترین اخبار شهرستان                                                            ماهنشان
جدیدترین اخبار شهرستان                                                             ایجرود
جدیدترین اخبار شهرستان                                                             زنجان



ظرفیت و توانمندیهای شهرستان خدابنده در بخش صنعت

ظرفیت و توانمندیهای شهرستان خدابنده در بخش صنعت

در خصوص استقرار صنایع در این شهرستان می توان به کارخانه سیمان خدابنده اشاره نمود که  عملیات اجرائی پروژه این کارخانه 2000 تنی سیمان زنجان در سال 78 آغاز شد. این واحد تولیدی که در 12 کیلومتری شهر قیدار واقع شده ،هم اکنون با خرید ماشین آلات سیمان شهرکرد عملیات اجرائی فاز یک پروژه به بهره برداری رسیده است که با استفاده از کلینر خریداری شده از کارخانه های مجاور اقدام به تولید سیمان می نماید. همچنین با بهره برداری کامل کارخانه سیمان زنجان شاهد تولید روزانه 1800 تن سیمان در این شهرستان میباشیم.

در خصوص وضعیت مواد معدنی نیز شهرستان خدابنده دارای 15 معدن می باشد و 8/8 درصد معادن استان را شامل می شود. عمده معادن شهرستان شامل مواد اولیه سیمان ، سیلیس، گچ، نمک،سنگ لاشه و یک مورد معدن سرب و روی می باشد، میزان استخراج سالیانه معادن شهرستان بیش از750000 تن میباشد که بخش عمده آن مربوط به استخراج مواد اولیه سیمان می باشد. بعد از  مواد اولیه سیمان مهمترین پتاسیل معدنی شهرستان خدابنده سیلیس می باشد. مهمترین معادن شهرستان مواد اولیه سیمان ارغین 1و 2 ، معادن سیلیس دهجلال، ینگجه، معدن سرب و روی گمش تپه و معدن نمک آبی سعید محمد می باشد. قابل ذکر است به لحاظ شناسایی، پتانسل های معدنی شهرستان بکر بوده و زمینه کارهای اکتشافی زیادی وجود دارد.مشخصات معادن شهرستان طبق جدول ذیل می باشد:

 

جدول معادن شهرستان خدابنده در سال 1390

ردیف

نام معدن

میزان استخراج سالیانه اسمی(تن)

ذخیره معدن(تن)

1

گچ گیل

40000

700000

2

تراورتن دربند

10000

200000

3

مواد اولیه سیمان قیدار

1000000

60000000

4

مارن آهکی ارغین 2

200000

7500000

5

مواد اولیه سیمان ارغین

800000

50000000

6

سیلیس ویک

10000

1000000

7

سیلیس دهجلال

40000

500000

8

سیلیس یگنجه

50000

10000000

9

سیلیس سرخه دیزج

15000

750000

10

سنگ لاشه گوگجیلاق

50000

500000

11

نمک آبی سعید محمد

1000

 

12

سنگ لاشه آهکی کرسف

10000

264000

13

سرب و روی گمش تپه

10000

200000

14

باریت جرین

2000

32000

15

سیلیس قانلی چپقلو

10000

2000000

 

شهرک صنعتی این شهرستان نیز در زمینی به مساحت 50 هکتار احداث گردیده که حدود 41/33 هکتار زمین صنعتی را در خود جای داده است که هم اکنون تعداد 9 واحد در شهرک به بهره بردای رسیده اند و در مجموع 40 واحد نسبت به عقد قرارداد اقدام نموده اند.

 

شهرکهای صنعتی فعال و در دست احداث شهرستان خدابنده

نام شهرک / ناحیه صنعتی

وضعیت شهرک

فاصله شهرک از مرکز شهرستان

کیلومتر

وسعت شهرک

(هکتار)

وضعیت راه دسترسی به شهرک شهرک یا ناحیه

دسترسی

به برق صنعتی در شهرک یا ناحیه

دسترسی

به گاز در شهرک یا ناحیه

دسترسی به آب در شهرک یا ناحیه

دسترسی به تلفن در شهرک یا ناحیه

قیمت هر متر مربع زمین درشهرک (ریال)

دسترسی به واحدهای کارگاهی آماده

خدابنده

واگذاری زمین

5

50

دارد

دارد

دارد

دارد

دارد

210000

-

شهرک صنعتی دو تپه

مصوب

-

-

-

-

-

-

-

-

-

 

معرفی غار کتله خور

موقعيت جغرافيايي غار کتله خور



غار عظيم و زيباي کتله خور در 165 کيلومتري جنوب باختري استان زنجان قرار گرفته که از طريق جاده آسفالته زنجان-سلطانيه خدابنده-گرماب و از طريق جاده زنجان-بيجار-گرماب و همچنين از طريق جاده همدان-کبودر آهنگ نيز قابل دسترسي است که اين غار از شهر گرماب .حدود 7 کيلومتر فاصله دارد.

وجه تسميه غار

کتله خور بر اساس برسيهاي انجام گرفته معاني مختلفي مثل :تپه خورشيد-روستاي بدون خورشيد و غيره که مناسبترين معني بدست امده يک کاربرد ترکي بوده که کتله به معني پستي و بلندي و ناهمواري هاي داخل غار و خور به معني راحتي و آساني است که به صورت کلي به معني پستي و بلنديهاي راحت و دنج مي باشد.

طبق نظريه هاي علمي و نقشه هاي زمين شناسي غار کتله خور در دل کوه ساقيزلو در آهکهاي اليگوميوسن مربوط به دوران سوم زمين شناسي بوجود آمده و تقريبا حدود 30 ميليون سال مي تواند قدمت داشته باشد.سال پيدايش اين غار براي اولين بار توسط انسان معلوم نمي باشد ولي مردمان اين گرماب ز سال پيدايش در اين غار رفت و امد داشته و گفته هاي افراد مسن گرماب و روستاهاي اطراف که به گفته آنان پدران و بزرگان آنان نيز از رفت و امد مردم منطقه در اين غار تعريف مي کردند اين موضوع را اثبات رسانده است و همچنين داستانهايي از خود ساخته و پرداخته بودند و چندين با ر اتفاق افتاده بود که از اهالي در اين غار رفته  و هنگام برگشت نتوانسته بودند راه  را پيدا کنند و بعد چند روز توسط اهالي گرماب پيدا شده بودند. دهانه ورودي غار کتله خور به صورت طاق مثلثي شکل به قطر 70 سانتيمتر بود که تنها راه دسترسي به داخل غار بوده و هست و سيلاب يا رودخانه کوچکي که از جلوي ورودي غار رد مي شده باعث شده بود.


که دهانه اين غار کمي بالاتر و در دامنه کوه قرار بگيرد. که بعدا اين سيلاب از قسمتهاي بالاتر منحرف گرديد. اين دهانه تا سال 1372 به صورت طبيعي بود که از اين سال توسط معاونت عمراني استانداري زنجان تعويض و باز گشايي گرديد و در کاوشهاي اوليه توسط اي ارگان در حدود 15 متر اوليه مسير به سمت چپ جدا مي شده که به دهليز کنار غار مربوط مي شد , گه بعدا به موازي ورودي غار نيز راهي از بيرون به اين دهليز باز شد که الان به صورت سالن انتظار استفاده مي شود .ورودي اوليه اين دهليز به منظور جلوگيري از آسيبهاي احتمالي بسته شده است. اين مکان را افراد محلي يورت يري مي گفته اند که به زبان ترکي به معني محل زندگي افراد يا ابا و اجدادا طلاق مي شود که تعداي اسکلت انسان و تکه هاي سفال قديمي در اين محل پيدا شده و بر اساس بررسيهاي انجام گرفته متعلق به اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد مي باشد که در اين مکان گم يا دفن شده اند. تشکيل غار براي اولين بار بر اثر نفوذ آب اسيد دار و انحلال توده هاي اهک ايجاد شده که رگه هاي سفيد رنگ کف همين آب در ديواره هاي طبقه اول که در بعضي قسمتها به صورت چند خط سفيدي بوده و نشان دهنده دفعات تخليه آب به طبقات پائين مي باشد و در دراحل بعدي زمين شناسي آب طبقه اول از قسمتهايي که قابل انحلال بوده و الان نيز به اصطلاح زمين شناسي که اين مناطق تقريبا بالا کشيده شده آب طبقه اول از قسمتهائي که قابل انحلال بوده و الان نيز به اصطلاح زمين شناسي به صورت پر نور در کف دهليز هاي طبقه اول مشاهده مي شود به قسمتهاي پائين تخليه گرديده و همين آبهاي کربتانه با عث انحلال اهکهاي توده اي و تشکيل طبقات پائين اين غار گرديده است که همين اتفاق در طبقات پائين نيز اتفاق افتاده است و هم اکنون اين غار به صورت سه طبقه خشک و طبقه چهارم به بعد مسيرهائي نيز به صورت آب بوده و زمين شناسان احتمال تشکيل چهار طبقه ديگر را تا سفره آب زير زميني نيز داده اند که در سال 2003 ميلادي حدود 30 کيلومتر از مسيرهاي متعدد غار توسط زمين شناسان آلماني و سوئيسي نقسه برداري شد و از سال 72 تاکنون تقريبا 2/5 کيلومتر آن بهصورت رفت و برگشت آماده بازديد شده است.که ورودي اين غار تا سه راهي اول مسير به حالت سينه خيز بوده و تمامي سقف و کف قسمتهايي از کف غار دستکاري کرديده که رفته رفته دستکاري داخل غار کم شده و به صورت طبيعي با نور پردازيهاي انجام گرفته قابل بازديد مي باشد.گفته مي شود اين غار از لحاظ وسعت دومين غار جهان و از لحاظ زيبائي اولين غار جهان شناخته شده است که گشت و گذار و ديدن پديده هي داخل غار اعم از دهليزها و گذرگاهها و وجود ستون هاي عظيم و وجود استاتگيت ها (چکنده ها ) و استلاگميته (چکيده ها) به رنگهاي مختلف و تعدادي قنديلهاي تو خالي و نيساني که جز کمياب ترين قنديلها بوده و به لحاظ منحصر به فرد بودن جلوه ويژه اي با غار مي دهد. طرز تشکيل اين نوع استلاگتيتها گاهي به سمت هاي مختاف رشد کرده و در سقف غار بافتهاي زيبائي را پديد آورده است. و در آمدن قنديلها به اشکال مختلف مثل شير خوابيده , پنجه شير , پاي فيل , لباس عروس , قلع شمع , سگ شکاري , دست شيطان , نخل سوخته ] مريم مقدس , دوجادوگر , سفره عقد و عروس و داماد و گفته هاي زمين شناسان فوق از لحاظ پيدا نشدن انتهاي غار وجود مسيرهاي ديگر اين مهم را ثابت مي کند . همچنين فسيلهايي نيز در داخل غار پيدا شده که چند مورد آن اسکت جانوران امروزي نبوده و متعلق به دوره هاي قبل مي باشد که تشخيص کامل آن مستلزم بررسيهاي لازم مي باشد و چند مورد آن به طور طبيعي از بين رفته و تنها مورد کامل آن نيز متاسفانه بدليل رفت و آمد افراد قبل از حفظ و احياي دولت که اين رفت و آمد هانه اينکه به صورت نا آگاهانه بوده باعث از بين رفتن سر اين جانور شده است و از فسيلهاي ديگر وجود دو کفه اي ها را در اين غار مي توان گفت که نمونه اي از دو کفه اي ها به نام پکتن بوده که فقط متعلق به اواخر دوره سوم زمين شناسي مي باشد و در بر آورد سن غار نيز بسيار کمک کرده واکنون تنها موجود داخل غار به علت نبودن تغذيه و نور کافي فقط خفاش مي باشد. که درزمان غروب جهت تغذيه در ورودي غار رفت و آمد دارند. آب و هواي داخل غار در قسمتهاي مختلف متفاوت مي باشد. مثلا در ورودي به دليل چرخش هوا تا 4000 متري به صورت تقريبا خنک بوده و از 11 درجه شروع و در قسمتهاي جلوتر که رطوبت حدود 90 درصد مي باشد که در حال حاضر رشد ندارند.کليه قنديلهاي غار در جند نوع بوده که بخشي به صورت گل کلمي مي باشد که در حال حاضر رشد ندارند. کليه قنديلهاي داخل غار حاصل رسوبات آهکي مي باشد که در حال حاضر رشد ندارند. کليه قنديلهاي داخل غار حاصل رسوبات آهکي که در مرحله اول از برخورد آب اسيددار با آهک به حالت بي کربنات محلول بوده و بعد از گذشتن از لابه لاي سنگها و طي کردن مسيرهاي طولاني در سقف غار قرار گرفته و بعد از کم شدن فشار و از دست دادن گاز به صورت کربنات کلسيم در سقف غار استلاگتيتها را تشکيل داده و مقداري ار رسوبات نيز به کف غار چکيده و استلاگميتها را به موازات استلاگتيتها تشکيل مي دهد که بعد از رشد و بهم رسيدن اين فنديلها پس از گذشت چندين سال ستونهاي آهکي تشکيل مي شوند که برخي از اين قنديلها در اثر داشتن ناخالصيها رنگهاي مختلف به خود گرفته اند و آنهايي که ترکيبات همراه نداشته اند و يا کمتر دارند به صورت بلورهاي شيشه بسيار شفاف مشاهده مي شوند.قنديلهاي گل کلمي به خاطر عدم رسوب گذاري رشد نداشته و قبلا تشکيل هر ميلي متر از اين نوع قنديلها 30 سال طول مي کشيده است.ولي استلاگتيتها و استلاگميتهاي غار که قنديلهاي قلمي و نساني ار اين نوع مي باشند اکنون فعال بوده و هر 7 سال يک ميلي متر ار آن تشکيل مي شود که البته اين رقمها برآوردي تقريبي مي باشد.زيرا رشد قنديلها به خيلي شرايط مانند قابل نفوذ يا غير قابل نفوذ بودن سقف غار و غلظت بي کربنات محلول و سرعت آب و قابليت نفوذ جهت نگهداري رسوبات و غيره بستگي دارد.که اميد است با در نظر گرفتن اين امر مهم بازديد.کنندگان محترم در حفظ و نگهداري و انتقال آن به نسلهاي ديگر کوشا باشند انشالله مجتمع غار کتله خور با امکاناتي چون سوئيت هاي اقامتي,سالن بزرگ و زيباي انتظار ؛ غرفه هاي عرضه صنايع دستي-مواد غذايي-فرهنگي مخابرات-سوپر مارکت-کافي شاپ و امکانات رفاهي ديگر مقدم ميهمانان محترم را گرامي داشته و .آرزومند سفر خوشي براي شما بازديد کنندگان محترم مي باشد.

مشکلات دختران قیداری

مشکلات دختران قیداری

در تقویم روزهای زیادی با عناوین مختلف وجود دارد و روز دختر نیز در میان این عناوین چندسالی است برای خود جایی در گوشه تقویم باز کرده تا حداقل سالی یک‌بار به فکر قشر عظیمی از افراد حاضر در جامعه باشیم، کسانی که از آنها به عنوان مادران فردا یاد می‌شود.

اما دختران خدابنده نیز مانند اقشار دیگر به دلیل وجود کمبودها در زمینه‌های مختلف کمتر فرصت بروز تواناییهای خود را می‌یابند و به طور کلی از بخش عظیمی از حقوق خود محرومند و این می‌تواند ریشه در نگاه خانواده و سایر مسئولان داشته باشد.
برای درک بهتر این موضوع سراغ یکی از دختران قیداری که به تازگی در یکی از ادارات شهر به صورت پیمانی مشغول به کار شده می‌رویم. او می‌گوید: برای یک دختر پیدا کردن کار دائمی در قیدار چندان راحت نیست ولی تا دلتان بخواهد کارهای پیش پا افتاده وجود دارد که حتی کوچکترین توجهی هم به تحصیلات آنها نمی‌کنند.
از این گذشته خانواده‌ها کمتر رغبت دارند دختر خانواده تحصیلات خود را ادامه دهد و حداکثر تا دریافت مدرک دیپلم پیش می‌روند.
او ادامه می‌دهد از همه این موارد گذشته امکانات مخصوص دختران در قیدار در حد صفر است و یک دختر در هیچ قسمتی از شهر نمی‌تواند بدون هیچ دغدغه‌ای قدم بزند یا تفریح کند. کلاً شهر برای مردان و پسران مناسب‌تر است تا زنان و دختران. دختران باید به کم قانع باشند و حتی در هنگام ازدواج نیز مخصوصاً در مناطق روستایی کمتر نظر دختر را در تصمیم‌گیری دخالت می‌دهند.
اینها همگی درد و دلهای نصف و نیمه یکی از دختران قیداری بود که تمایل چندانی به حرف‌زدن نداشت ولی به این موارد اشاره کرد. مواردی که شاید تنها در روز دختر به آنها پرداخته می‌شود و در سایر موارد چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرند.
 آنچه که به نظر می‌رسد باعث به‌وجود آمدن ارزشهای متفاوت و مردانه‌محور در جامعه شده است تفاوت در نوع جامعه‌پذیری و اجتماعی شدن دختران و پسران می‌باشد. و به‌قول « جولیت میشل» جامعه‌پذیری به‌عنوان یکی از ساختارهای اصلی جامعه در شکل‌گیری نابرابریهای جنسیتی نقش دارد.
اجتماعی شدن فرآیندی است که به واسطه آن فرد، دانش، ارزشها، روش صحبت‌کردن، مهارتهای اجتماعی و حساسیت اجتماعی را که ادغام او در اجتماع و سازگاری با آن را امکان‌پذیر می‌سازد، به دست می‌آورد.
 


ادامه نوشته

مشکل مدیریتی ورزش شهرستان خدابنده

مشکل مدیریتی ورزش شهرستان خدابنده

 نبود زیرساختهای لازم در اکثر زمینه‌ها یکی از مشکلات عدیده شهر قیدار و شهرستان خدابنده است و می‌توان گفت یکی از دلایل مهم وضعیت موجود در این شهرستان نبود زیرساختهای لازم در زمینه‌های مختلف است. ورزش نیز مانند سایر قسمتها در خدابنده با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند و متأسفانه در این بخش نیز باید به تجربه تلخ عقب‌ماندگی اشاره کرد.

نبود زیرساختهای لازم در اکثر زمینه‌ها یکی از مشکلات عدیده شهر قیدار و شهرستان خدابنده است و می‌توان گفت یکی از دلایل مهم وضعیت موجود در این شهرستان نبود زیرساختهای لازم در زمینه‌های مختلف است. ورزش نیز مانند سایر قسمتها در خدابنده با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند و متأسفانه در این بخش نیز باید به تجربه تلخ عقب‌ماندگی اشاره کرد.

ورزش خدابنده نه جایگاهی در ورزش استان دارد و نه از امکانات ورزشی مناسبی برخوردار است. سالنهای موجود قدمتی چندین ساله دارند و استفاده از آنها با هزاران زحمت صورت می‌گیرد. عقب‌ماندگی در ورزش خدابنده مسئله مشخص و بارزی است که همه مردم و مسئولان کاملاً از آن مطلع می‌باشند.

یکی از بحثهای موجود در ورزش فعالیت هیئتهای ورزشی است. یک معلم وظیفه خود را به خوبی می‌داند و هر روز صبح بلااستثنا در کلاس درس خود حاضر می‌شود ولی در یک هیئت ورزشی هیچ‌چیز مشخصی وجود ندارد، بنابراین رئیس یک هیئت ورزشی باید کسی باشد که از قدرت ابداع و نوآوری برخوردار بوده و پیگیر امور باشد چون وظیفه‌ای برای او مشخص نشده است. برای مثال به عنوان رئیس هیئت دوومیدانی شهرستان در جلسه‌ای شرکت می‌کنید و با توجه به مقامهای قهرمانی که داشتید و اطلاعاتی که از پیش دارید کاملاً‌ در جریان مباحث مطرح شده در جلسه قرار می‌گیرید ولی به غیر از چند هیئت ورزشی بقیه هیچ اطلاعاتی از رشته خود ندارند و از آنجایی که در ادارات نیز شاغلند نیروی خود را بر روی شغل خود متمرکز کرده‌اند.

ورزش خدابنده اولین ضربه خود را از سوی هیئتهای ورزشی خورده چون چنین فکر می‌شود که ریاست یک هیئت ورزشی امری تشریفاتی است و اکثر رؤسا اطلاعی از رشته هیئت خود ندارند. وقتی رئیس هیئت شنا خود شنا بلد نباشد چگونه خواهد توانست این رشته را توسعه دهد؟ چگونه است که همه مسئولان از ورزش شهرستان حمایت می‌کنند ولی پیشرفتی در این ورزش دیده نمی‌شود؟ فرماندار که نمی‌تواند به جای رئیس هیئت در جلسات استانی شرکت کند. هیئتهای شهرستان در امر ورزش بسیار کم‌کارند.


ادامه نوشته

حضرت قیدار نبی(ع)


حضرت قیدار نبی(ع)
شهرستان خدابنده« قيدار نبي» يکي از پنج شهرستان استان زنجان مي باشد که در 47 درجه و 53 دقيقه ي نصف النهار و در 35 درجه و 35 دقيقه عرض شمالي خط استوا در 88 کيلومتري جنوب شرقي زنجان واقع شده است. اين شهرستان با وسعت 5150 کيلومتر مربع داراي 180/000 نفر جمعيت مي باشد که داراي 4 بخش، 10 دهستان و 4 شهر، 268 پارچه آبادي با آب و هواي متعادل و کوهستاني است.
شهرستان خدابنده( قيدار نبي) که در 88 کيلومتري جنوب شرقي زنجان و 42 کيلومتري شهرستان باستاني سلطانيه قرار دارد، در اين منطقه ايلات خدابنده لو و افشار با اقوام بومي در هم آميخته و نژادي را پديد آورده اند که از نظر تيولوژي با نژاد موسوم به زنجاني دقيقاً قابل مقايسه مي باشد. گويش مردمان منطقه به زبان آذري بالهجه ي خاص محلي است. شهر خدابنده دو شهر تاريخي سهرورد ( سوره برد) و سجاس را در خود جاي داده که از قديم الايام عالمان و مجاهداني را در خود پرورانده است. از جمله شيخ اشراق شيخ شهاب الدين سهروردي، شيخ قربان علي ارقيني: رکن الدين سبحاسي( استاد شمس تبريزي)، زهرا وي کرسفي و شهيد مظفر علي ذوالقدر کرسفي از ياران شهيد نواب صفوي. مذهب اکثريت قريب به اتفاق مردم شهرستان شيعه اثني عشري و مسلمان مي باشد.

خصوصيات نژادي قيدار نبي(ع)
 

از نظر تيپولوژي انساني، با توجه به سوابق تاريخي منطقه، نقل و انتقالات سياسي ايلات، هجوم هاي جنگي و بررسي تيپ هاي نژاد انساني اين گونه استناج مي گردد که مردم اين شهرستان از نظر قوميت يکدست نمي باشند. بلکه اختلاط و امتزاجي از اقوام آريايي که در اواخر هزاره ي دوم قبل از ميلاد در منطقه ساکن بوده و تيپ هاي مختلفي از اقوام ترک، که با نام طايفه ي قنغور در قرن هفتم هجري در منطقه سرازير گرديده، هم
چنين اقوام گرجي که در دوران صفويه از آذربايجان کوچانيده شده با قبايل ايلات خمسه، تيپ مخصوص اين منطقه را که در جلگه ها و حاشيه ي رودخانه هاي منطقه زندگي مي کنند به وجود آورده است.
از مشخصات اين تيپ با رنگ پوست گندمي و چشم هاي ميشي با موهايي به رنگ سياه ديده مي شوند. تيپ اصيل که در ارتفاعات و مناطق کوهستاني زندگي مي کنند به علت عدم و انفعالات انساني، آريايي اصيل باقي مانده و از مشخصات اين تيپ، با رنگ پوست سفيد، چشم هاي زاغ و موهايي به رنگ بور که مردماني بسيار آرامند که تيپ اخير در مناطق جمعيتي کوه هاي اين منطقه در شمال اکثريت دارند.
ايلات پنج گانه ي خمسه که ذکر گرديد بدين شرح است:
1- ايل شاه سون: ايل شاه سون که از ايلات عمده ي منطقه به شمار مي رفته، شامل اتحاديه ي وسيعي از قبايل قزلباش، شاه سون هاي طالشي که از گيلان مهاجرت نموده، ايل افشار به سرکردگي محمد حسن خان افشار از طايفه ي اشاقي باش در اواخر قرن 10 هجري در اثر فشار نادرشاه از استرآباد در حوالي رود اترک مجبور به مهاجرت گرديده اند، تشکيل يافته است.
شاه سون عمدتاً از دوايل بزرگ افشاري و دويراني تشکيل يافته که هريک به قبايل کوچک تري تقسيم شده اند.
طايفه اي افشار در محل خمسه حدود 5 هزار خانوار بوده و جهت ييلاق به کوه هاي طارم در شمال سلطانيه حرکت مي کردند و قشلاق را در اراضي شرق به قزل اوزن که امروزه به قشلاقات افشار معروف است اتراق مي نمودند. گروه ايلات دويراني که در سواحل غربي قزل اوزن از گروس تا قافلان کوه زندگي مي کردند از طوايف مختلفي تشکيل يافته بود و داراي سه هزار باب خانه بوده اند.
2- ايل اوصانلو: از ايلات ديگر خمسه است که از جنوب مراغه مهاجرت کرده و در مرکز شهرستان به دامپروري و کشاورزي روزگار مي گذرانيده اند.
3- ايل مقدم: يکي از طوايف بزرگ ايل آق قو‍‍‍پونلو به شمار مي روند که در تشکيل سلسله ي صفويه نقش اساسي ايفا نموده اند. جداعلاي طايفه ي مقدم که در اين منطقه ساکن شده اند، احمد خان بيگلربيگي آذربايجان بوده که در لشکر کشي حسام السلطنه به هرات از سرداران به نام قشون به شمار مي رفته است.
4- ايلات بيات و خدابنده لو که از ديرباز در اين منطقه ساکن بوده اند.
گويش شهرستان: زبان اهالي منطقه همچون نژاد آن ها يکدست نبوده است. ولي آن چه مسلم است قبل از هجوم اقوام مغول، زبان اهالي بومي اهالي منطقه فارسي و از ديگر زبان هاي ايراني بوده است. در صور الاقاليم نوشته: زبان شان پهلوي راست است. پس از استقرار اقوام ترک در منطقه و مهاجرت هايي که ترک هايي از نژادهاي گوناگون انجام گرفته، مخلوطي از زبان هاي ترکي جغتايي، آذري پهلوي و زبان پارسي که کلمات زبان کردي نيز در آن وجود دارد، تشکيل يافته است.
اخيراً در اثر کثرت رفت و آمدها و نزديکي منطقه تهران زبان فارسي در خانواده ها متداول گرديده و در نتيجه استعمال لغات فارسي در محاورات روزمره موسوم شده است.
بناي با شکوه بقعه ي متعلق به قيدار بن اسماعيل بن ابراهيم(ع) از پيامبران الهي است. اين مسأله با استشهاد 65 نفر از علماي طراز اول مورد تأييد قرار گرفته و مرحوم مجلسي در بحارالانوار در ذکر اجداد پيامبر مکرم اسلام(ص) نوشته است: حضرت قيدار جد سي ام رسول مکرم(ص) مي باشند.(1)
بقعه در سال 719 ساخته شده و گنبد در سال 751 اجرا گرديده و گج بري ها در قرن 11 هجري ساخته شده است.
بقیه در ادامه مطالب
ادامه نوشته

آشنایی با تاریخچه خدابنده(قیدار)

آشنایی با تاریخچه قیدار

خدابنده یکی از شهرستان های جنوبی و كوهستانی استان زنجان است که قدمت تاريخ و تمدن آن به هزاره چهارم و پنجم پیش از ميلاد می رسد. این منطقه از جاذبه های طبیعی و تاریخی زیادی برخوردار است. دو منطقه تاریخی سهرورد و سجاس که در محدوده اين شهرستان قرار گرفته اند، آثار تاریخی ارزشمندی را در خود جای داده اند. شهرستان خدابنده به لحاظ پیشینه تاریخی و دیرینگی بعد ازشهرستان های زنجان و ابهر، از اهمیت زيادی برخوردار است. روستاهای گرماب، قلابر و سجاس از جمله آبادی های قدیمی و مناطق تاریخی و ارزشمند استان به شمار می آیند که جزو کانون های دیرینه زیستی استان به شمار آمده و در محدوده شهرستان خدابنده قرار گرفته اند. چشمه آبگرم در روستای گرماب و غار تاریخی و منحصر به فرد کتله خور که 100 متر ابتدایی آن محل زندگی انسان های نخستين تشخیص داده شده، به همراه بقعه تاریخی و زیبای قیدار نبی و آرامگاه تاریخی سلاطین مغول و... از جمله ارزش ها و جاذبه های جهانگردی شهرستان خدابنده هستند که در صورت برنامه ریزی صحیح، فرهنگ سازی زیربنایی پذیرش جهانگرد برای مردم منطقه و فراهم نمودن امکانات رفاهی برای جهانگردان و ایرانگردان در جلب افراد برای بازدید از این منطقه مفید واقع خواهد شد و به رونق اقتصادی آن کمک شایانی خواهد كرد.  

تقسیمات سیاسی شهرستان خدابنده

 زمانی که زنجان از لحاظ تقسیمات کشوری با عنوان فرمانداری کل شناخته می‌شد، بخش بزرگی از این فرمانداری بوده که بعد از بخش بهار همدان بزرگترین بخش در سطح کشور به شمار می‌رفته است تا اینکه در سال 1348 با تأسیس فرمانداری به شهرستان تبدیل گردید و هم‌اکنون شامل 4 بخش (مرکزی، افشار، بزینه رود، سجاس‌رود) و 4 شهر قیدار، گرماب، زرین‌رود، سجاس و 10 دهستان سهرورد، کرسف، دوتپه سفلا، آقبلاغ سفلا، زرینه‌رود، بزینه‌رود، شیوانات، قشلاقات، خرارود، سجاس‌رود و 268 آبادی می‌باشد.

مشخصات شهرستان خدابنده به تفکیک شهر،بخش و دهستان  

ردیف مشخصات بخش مشخصات شهر
1 نام سال تبدیل به بخش نام دهستان‌های تابعه نام مرکزیت بخش سال تبدیل به شهر
مرکزی 1325 حومه قیدار مرکزی 1384
کرسف
سهرورد
خرارود
2 سجاسرود 1373 آقبلاغ سجاس سجاس‌رود 1377
سجاس‌رود
3 بزینه‌رود 22/11/68 زرین‌رود زرین‌رود بزینه‌رود 1378
بزینه‌رود
4 افشار 1342 قشلاقات گرماب افشار 1375
شیوانات
ادامه نوشته

گالری تصاویر شهرستان خدابنده(قیدار)


گالری تصاویر از نقاط مختلف قیدار که هرلحظه بیشترم میشه

سد روستای محمود آباد

چمنزار روستای مزید آباد

بقیه تصاویر در ادامه مطالب

ادامه نوشته

مشخصات نقشه ای شهرستان خدابنده


فاصله شهر قیدار تا مراکز استان ها

نام شهر مسافت (کیلومتر) مسیر روی نقشه
اراک 360 نمایش مسیر
اردبیل 364 نمایش مسیر
ارومیه 515 نمایش مسیر
اصفهان 736 نمایش مسیر
اهواز 855 نمایش مسیر
ایلام 525 نمایش مسیر
بجنورد 1036 نمایش مسیر
بندر عباس 1809 نمایش مسیر
بوشهر 1344 نمایش مسیر
بیرجند 1493 نمایش مسیر
تبریز 380 نمایش مسیر
تهران 310 نمایش مسیر
خرم آباد 484 نمایش مسیر
رشت 245 نمایش مسیر
زاهدان 1788 نمایش مسیر
زنجان 89 نمایش مسیر
ساری 562 نمایش مسیر
سمنان 526 نمایش مسیر
سنندج 285 نمایش مسیر
شهرکرد 839 نمایش مسیر
شیراز 1221 نمایش مسیر
قزوین 153 نمایش مسیر
قم 439 نمایش مسیر
کرج 264 نمایش مسیر
کرمان 1279 نمایش مسیر
کرمانشاه 357 نمایش مسیر
گرگان 695 نمایش مسیر
مشهد 1202 نمایش مسیر
همدان 173 نمایش مسیر
یاسوج 1064 نمایش مسیر
یزد 919 نمایش مسیر
کلیه مسافتها تقریبی می باشد

قیدار خان

«هو العطوف»

خوش‌نامی قدمِ اوّل است... از خوش نامی به بدنامی رسیدن، قدمِ بعدی بود... قدمِ آخر، گم‌نامی است... طوبا للغرباء! (پیغام آقاسید گلپا به قیدارخان)

«قِیدار» آرمان‌مردی است در ذهن رضا امیرخانی. آرمان‌مردی که هر جا و هر زمان که بی‌پناه و ناامید می‌شوی خدا او را برای کمک به تو خواهد فرستاد.

قیدار معجزه نیست. موعود خداوند هم نیست. قیدار آنچنان تواضع دارد که خود را خاک پایِ عزادارانِ نوکران اباعبدالله می‌داند. با آنکه خداوند روزی بسیار به او بخشیده و چشم حسودان فاسد همه به دنبالش است ولی همچون قارون که شاید اینجا همان «شاه‌رخ قرتی» باشد طغیان نمی‌کند و با عَمله‌ی ظلم نمی‌سازد.

قیدار مردی است که همراه و همقدم آقا تختی - که قوزش نه از سنگینی مدال‌‌ها که از شدت تواضع بود - بوده. عاشق طیب (شهید) - که متاعی را ندیده خرید - و دست به سینه در خدمت آقاسید گلپا - که پاهایش در زندان پهلوی کبودِ رفاقت شد- است.

قیدار

قیدار مردی است بی‌ادعا ولی در صحنه صحنه‌ی داستان او را یک مرد خدا می‌بینی که انگار خدا او را برای مردمان اطرافش به ودیعه گذاشته است تا در دوره ظلمِ پدر و پسری که از حکومت‌داری جز تصاحب اموال مردمان چیزی نمی‌دانند به یاری مظلومان بشتابد. آقا سید گلپا را هم به عنوان قبله نمای قیدار ودیعه گذاشته تا دیگر قدمی در در این راه منحرف نشود.

قصدم شناساندن قیدار نبود چون در کتاب به راحتی میتوان او را شناخت. ولی احساسم این است که رضا امیرخانی قصدش شناساندن انسانی است که در عین اینکه در هزاره سوم زندگی می‌کند ولی خصلت های یک مسلمان مخلص را می‌تواند در خود بپروراند.

درست است که شاید بتوان بر امیرخانی خرده گرفت که چرا این همه بزرگان را که هیچ خطایی در زندگی نداشته اند رها کرده است و آدمی را به تصویر کشیده است که به قول خودش از خطایی درس گرفته و جنسش مشخص شده است، به عنوان الگو معرفی می‌کند؟ به نظرم امیرخانی نمیخواسته الگویش را دست نیافتنی جلوه دهد بلکه می‌خواسته برای عوام الگویی نشان دهد از جنس خودشان که می‌شود با توکل به خدا و نوکری در درگاه اهل بیت به مقاماتی رسید.

و البته باید دانست که مقامات بالاتر امتحانات سخت تر هم دارد و باید بتوان باز هم با توکل و توسل از آن امتحانات سربلند شد.

در پایان جمله قیدار را بازگو میکنم که داستان بر محور آن می‌چرخد: «گُنده‌نامی قدمِ اول است... از گُنده‌نامی به گَنده‌نامی رسیدن، قدمِ بعدی بود... قدمِ آخر، گم‌نامی است!»

«خوشا گم‌‌نامان! خوشا گم‌نامان!»

شهرستان خدابنده

شهرستان خدابنده



شهرستان خدابنده
اطلاعات کلی
کشور ایران Flag of Iran.svg
استان زنجان
سال شهرستان شدن ۱۳۴۸
مردم
جمعیت ۱۶۴٫۸۶۴
مذهب شیعه
جغرافیای طبیعی
مساحت ۵۱۵۱ کیلومتر مربع
شهرها
قیدار، سهرورد، گرماب، زرین‌رود، سجاس
تعداد بخش‌ها
بخش مرکزی، بخش افشار، بخش بزینه‌رود، بخش سجاس‌رود

شهرستان خدابنده یکی از شهرستان‌های استان زنجان است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۹۰، برابر با ۱۶۹٫۵۵۳ نفر بوده‌است. شهر قیدار مرکز این شهرستان است.


شهرها و بخش‌ها

  • شهرها: قیدار،سجاس، زرین رود، گرماب، سهرورد،کرسف، نوربهار.
  • بخش‌ها: مرکزی، بزینه رود، سجاس رود، افشار.

مردم و محل جغرافیایی شهرستان

شهرستان خدابنده با وسعتی معادل ۴۸۰۰کیلومتر مربع در جنوب استان زنجان، بین طول شرقی۴۸ درجه و ۳۵ دقیقه، و عرض شمالی۳۶ درجه و۷ دقیقه قرار دارد. از شمال به شهرستان زنجان و ابهر و از جنوب به شهرستان کبودرآهنگ و بیجار و قسمتی هم از غرب به استان کردستان محدود می‌باشد. شهرستان خدابنده از۴ بخش مرکزی، افشار، بزینه رود و سجاسرود و ۲۳۲روستا و ۳۳روستای خالی از سکنه تشکیل شده‌است. آب و هوای شهرستان کوهستانی است و با توجه به شرایط خاص کوهستانی می‌توان آب و هوای آن را اقلیم معتدل کوهستانی نیز به شمار آورد. خصوصیات این آب و هوا، گرمای شدید دره‌ها در تابستان و اعتدال آنها در زمستان و بر عکس سرمای شدید مرتفعات در زمستان و اعتدال آن در تابستان است. زبان اهالی ترکی آذربایجانی است. دهستانها:

  • بخش مرکزی شهرستان خدابنده
    • دهستان حومه (خدابنده)
    • دهستان خرارود
    • دهستان سهرورد
    • دهستان کرسف

شهر: قیدار شهر: کرسف شهر: نوربهار

شهر: سهرورد

  • بخش افشار
    • دهستان شیوانات
    • دهستان قشلاقات افشار

شهر:گرماب

  • بخش بزینه‌رود
    • دهستان بزینه‌رود
      • روستای کهلا
    • دهستان زرینه‌رود

شهر: زرین رود

  • بخش سجاس‌رود
    • دهستان آق‌بلاغ
    • دهستان سجاس‌رود

شهرها: سجاس

روستاها ی شهرستان خدابنده

۱.پــرچــــــین 2.ارقین ۳. حصار ۴. ۵. خالق آباد ۶. محمود آباد ۷. زرین گل ۸. پسگوهان 9. دوتپه سفلا 10. دوتپه اولیا 11. آقجه قیا 12. قطار بلاغی 13. دهشیر 15. رحمت آباد 16. گلمکان 17. توپقره 18. نعلبندان 19. بلگشیر 20. قانلی 21. چپقلو 22. داشلوجه 23. شهرستانک 24. جرین 25.ورجوشان

دیدنی‌ها

  1. چشمه کوه قیدار در روستای زرنداز توابع بخش سجاسرود
  2. بقعه قیدارنبی در وسط شهر قیدار
  3. مسجد جامع سجاس
  4. سجاسرود (رود سجاس)
  5.  غار کتله خوردرفاصله ۸۰کیلو متری قیدار
  6. پنجه علی در کوه قیدار
  7. امامزاده غفار روستای شیخ موسی
  8. حسین آباد


تاریخچه شهرستان

تاریخچه شهرستان

 در خصوص وجه تسمیه خدابنده دو نظر وجود دارد:

 عده‌ای آن را مأخوذ از نام ایل «خدابنده‌لو » می‌دانند که زمانی در این دیار سکونت داشته و هم‌اکنون نیز در بخش بزینه‌رود شهرت خدابنده بیشتر از سایر فامیلی‌ها مشاهده می‌شود. اما به روایت دیگر خدابنده برگرفته از نام سلطان محمد خدابنده (الجایتو) از نوادگان مغول است که بعد از پذیرش دین اسلام نامش را به محمد خدابنده تغییر داده است و مقبره وی همان گنبد بزرگ و تاریخی سلطانیه می‌باشد. مرکز شهرستان نیز با توجه به وجود آرامگاه حضرت قیدار نبی(ع) فرزند حضرت اسماعیل و نوه حضرت ابراهیم خلیل‌اله به قیدار مشهور شده است. در منطقه خدابنده استقرار یکجا نشینی مطلق در اواخر هزارۀ چهارم و اوایل هزارۀ پنجم قبل از میلاد شناسایی شده و مورد بررسی قرار گرفته است. بقایای زیستی و تمدنی تپه «تکمه تپه»  در قشلاقات افشار و تپۀ « امان» خدابنده نمایانگر تمدن شایانی است که آثار تکنیکی و هنری آنها انسان قرن بیست و یکم را به تحسین وا می‌دارد.مدارک باستان‌شناسی و متون تاریخی ناشی از  رونق و حیات این منطقه جغرافیایی در سرتاسر دوران اسلامی بویژه در قرن‌های چهارم، در دوران حکومت گنکریان و قرن پنجم تا هشتم هجری در دوران حکومت سلجوقیان و ایلخانان بوده ودر حد شکوفایی از نظر سیستم اقتصادی و مظاهر فرهنگی و هنری به حیات ادامه داده است.

در قرن هفتم و هشتم هجری همین رونق منطقه‌ای است که توجه ایلخانان مغول را به خود جلب نموده است. سجاس و سهرورد دو شهر تاریخی شهرستان خدابنده هستند که حـمـدالله مستوفی در نزهه القلوب صفحۀ 69 می‌نویسد: (( سجاس و سهرورد در اول دو شهر بوده است که درفترت مغول خراب شده و اکنون از هر کدام به قدر دیهی باقی مانده است)).

 

ادامه نوشته